تبليغاتX
آسمان عشق من است


آسمان عشق من است

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است/آسمان پر ستاره حق من است

ناسا بالاخره تصمیم گرفت مریخ‌نورد اسپیریت را که بیش از 6 ماه است که در خاک‌های نرم ناحیه استوایی سیاره سرخ گرفتار شده، با روشی کم‌خطر آزاد کند و مأموریت‌های تازه‌ای را به آن محول کند.

 

بیش از 6 ماه است که اسپیریت، یکی از دو مریخ‌نورد ناسا به دام خاک نرم قسمتی از این سیاره افتاده و از

 حرکت بازمانده است. محققان این آژانس فضایی در تلاشند برنامه دقیقی را برای نجات اسپیریت آغاز کنند.

جان کالاس، مدیر پروژه اسپیریت و مریخ‌نورد همتای آن، آپورچونیتی در آزمایشگاه پیش‌رانش جت،

جی.پی.ال در پاسادنا، کالیفرنیا می‌گوید: «این احتمال وجود دارد که مراحل نجات، ماه‌ها به طول انجامد و ما

 حتی نمی‌دانیم در نهایت موفقیت خواهیم شد یا نه!».

اسپیریت از دی‌ماه 1383 برای انجام مأموریتی که تنها برای سه‌ ماه برنامه‌ریزی و پیش‌بینی شده بود، روی

 مریخ فرود آمد؛ اما موفق شد نزدیک به شش سال روی آن دوام بیاورد و کشفیات گسترده‌ای انجام دهد. اما

 در اردیبهشت‌ماه گذشته، زمانی که اسپیریت داشت روی یک سطح شیب‌دار نزدیک ناحیه استوایی مریخ،

موسوم به Home Plate حرکت می‌کرد، پوسته سخت زیر چرخ‌ها به خاک سست و نرم رسید و همین

باعث شد پنج چرخ فعال این مریخ‌نورد (از مجموع 6 چرخ) فضایی برای اتکا نداشته باشند و قادر به ادامه

 مسیر نباشند. اسپیریت مانند خودرویی که گرفتار حجم انبوهی از برف شده باشد، با چرخش چرخ‌ها بیشتر و

 بیشتر درون این خاک فرو رفت. این در حالی بود که چرخ ششم این مریخ نورد هم از بهار 1385 از کار افتاده است.

به گزارش نیچر، تلاش برای بیرون‌کشیدن اسپیریت از خاک نرم پس از جلسه بازبینی 7 نفره‌ای آغاز شده که

 حدود 10 روز پیش برای بررسی دقیق عملیات ترمیمی این مریخ‌نورد برگزار شد. این گروه پیشنهاد کرده

است تیم پروژه اسپیریت، هر چه زودتر این مریخ‌نورد را از حفره ایجاد شده بیرون بیاورد؛ چرا که با رسیدن

 زمستان، انرژی حاصل از سلول‌های خورشیدی اسپیریت رو به کاهش می‌گذارد و سرعت عمل در انجام این

 عملیات بسیار‌ حیاتی است. کالاس می‌گوید: «زمستان پیش رو یک خطر بالقوه برای این مریخ‌نورد خواهد بود».

چاه یا چاله 
اسپیریت پیش از گرفتار شدن در این منطقه، مشکلات فنی متعددی را نیز تجربه کرده بود: فلش مموری این
 
مریخ‌نورد که برای نگهداری اطلاعات در طول شب، زمانی که انرژی آن به حداقل می‌رسد، مورد استفاده
 
 قرار می‌گرفت، گاه و بی‌گاه از کار می‌افتاد و امکان ثبت اطلاعات را از دست می‌داد.

این اتفاق در دی‌ماه گذشته مقارن با هزار و هشتصدمین روز مریخی حضور اسپیریت در این سیاره نیز

تکرار شد، همچنین روزهای 1874ام و 1876ام مریخی در فروردین‌ماه گذشته. در روز 2065ام، یعنی

 دوم آبان‌ماه جاری، این مشکل باز تکرار شد. اما به‌نظر می‌رسد علت از کار افتادن حافظه دستگاه در ماه

جاری شناسایی شده و کارشانسان امیدوارند با ارسال دستورالعمل فرمت‌کردن مجدد این حافظه به اسپیریت،

این مشکل حل شود. در غیر این صورت، باید اسپیریت را برای مدت طولانی‌تری هشیار نگاه داشت تا با

استفاده از تقویت و ارسال اطلاعات توسط یک ماهواره مدارگرد در طول روز، اطلاعات را پیش از اتمام انرژی این کاوشگر برایش ارسال کنند.

جدای از توصیه نجات هر چه سریع‌تر اسپیریت از شرایط فعلی، گروه بازبینی از اعضای این تیم خواسته

 است گزینه‌های گوناگون برای آغاز این عملیات را مجددا مورد ارزیابی قرار دهند. این گروه هفت نفره از

 اعضای تیم خواسته تا احتمال گردش جزئی اسپیریت را به سمت چپ و روبهپایین دوباره بررسی کنند، به

 نظر گروه بازبینی این روش می‌تواند به گرانش اجازه دهد تا حرکت کاوشگر را تسهیل کند.

 

کالاس می‌گوید: «مسئله این است که حرکت‌دادن اسپیریت به این سمت، راندن آن به سوی بن‌بست است و

 اگر ربات شروع به حرکت نکند، وارد منطقه عمیق‌تر و خطرناک‌تری خواهد شد که دیگری برگشتی ندارد.

 حرکت به این سمت می‌تواند به معنی فرو رفتن بیشتر چرخ‌ها در ریلهایشان باشد. تیم این پروژه ترجیح

می‌دهد گزینه برگشت از همان مسیر قبلی را انتخاب کند».

تیم اسپیریت هر کدام از این گزینه‌ها را که انتخاب کند، عملیات نجات احتمالا از بیستم آبان‌ماه آغاز خواهد

شد. منطقه امن حدود 2 متر از مکان فعلی فاصله دارد و کاوشگر باید به آهستگی این فاصله را با سرعت

1 تا 2 سانتی‌متر در روز طی کند. حرکت آن باید جزء به جزء مو شکافی شود تا گروه اطمینان پیدا کند

اسپیریت به دردسر بزرگ‌تری دچار نخواهد شد. با این حساب ممکن است پروسه خارج‌کردن اسپیریت ماه‌ها به طول بیانجامد.

ایستگاه هواشناسی 
انتخاب گزینه درست برای نجات اسپیریت از شرایط فعلی کار ساده‌ای نیست. اندرز الفوینگ، مدیر پروژه
 
کاوشگر اگزومارس آژانس فضایی اروپا که پیش‌بینی می‌شود در سال 2018 / 1397روی مریخ فرود بیاید،
 
 می‌گوید: «این تصمیم بسیار‌بسیار‌سختی است. علاوه بر این ممکن است سنگی زیر بدنه اسپیریت وجود
 
داشته باشد و آن‌را به حالت معلق در هوا نگاه داشته باشد، در این صورت هر عملیاتی مخاطرهآمیز به‌نظر می‌رسد».

اگر تلاش‌ها برای خارج‌کردن اسپیریت بی‌نتیجه بماند، باز هم کالاس امیدوار است که بتوان حداقل یک‌سال

دیگر از این ربات برای کاوش‌های علمی در مریخ استفاده کرد. او می‌گوید: «این مکان از نظر علمی جالب

‌ توجه است. خاک منطقه هوم‌پلیت سرشار از سولفات است، آن‌قدر زیاد که تاکنون در هیچ‌یک از کاوش‌ها به

 این میزان سولفات در خاک برخورد نکرده‌ایم. این می‌تواند نمونه‌ای از خاکی باشد که با مواد معدنی حاصل

 از بیرون‌ریختن گدازه‌های آتشفشانی ترکیب شده است».

 

مارک بولاک، کارشناس اتمسفر مریخ و سایر سیارات در مؤسسه تحقیقاتی ساوت‌وست کلورادو، با این نظر

 موافق است و می‌گوید: «آیا اسپیریت می‌تواند در این حالت هم برای ارسال اطلاعات علمی به‌کار گرفته

 

شود؟ به نظرم پاسخ این سئوال مثبت است، چون این کاوشگر می‌تواند مادامی که در دسترس است، نقش

 یک ایستگاه هواشناسی ثابت را برای ما بازی کند. دوربین پانورامیک این کاوشگر و طیف‌سنج تابش

حرارتی آن می‌توانند آسمان را برای تعیین سطوح غبار و لایه‌های ابر در زمان‌های گوناگون رصد کنند و نشان دهند درجه حرارت جوی چگونه تغییر می‌کنند».

 

اگر اسپیریت قادر به حرکت نباشد، امکان استفاده از بازوهای آن برای تحلیل دقیق خاک اطرافش و سنجش

 لرزه‌شناسی منطقه نیز فراهم می‌شود. در نهایت ممکن است از آن به عنوان یک ایستگاه هواشناسی

 استفاده شود. بولاک معتقد است این برای اسپیریت خیلی هم بد نیس: «به پایان بردن مأموریت فضایی با

 تبدیل‌شدن به یک ایستگاه هواشناسی فعال، سرنوشت بدی برای یک کاوشگر قدیمی نیست. از خاموش‌شدن

 که به مراتب بهتر است».

 

منبع : khabaronline
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:55 PM توسط ماندانا| |

سیاست جدید ناسا در برگزاری مسابقات و تشویق بخش خصوصی به مشارکت در اکتشافات فضایی، موج تازه‌ای در فناوری‌های فضایی ایجاد کرده است.

علیرضا نورایی: اگر بنا باشد که بشر دوباره ماه را مورد کاوش قرار دهد، حتما نیازمند راه‌هایی برای سیر

 کردن سطح ماه و همچنین برای حفر چاله‌هایی در آن خواهد بود. ولی از آن‌جاکه آژانس فضایی آمریکا،

ناسا بخش عمده‌ای از بودجه‌اش را برای ایستگاه فضایی و شاتل صرف کرده، مقدار کمی برای موارد جدید

 تحقیق و توسعه نظیر این مورد که به نظر بسیاری از مردم باید در همان مراحل ابتدایی صورت بگیرد، باقی مانده است.

جوابی که ناسا برای این تقاضا دارد، چیزی است که آن را «چالش‌های صد ساله» می‌خواند. این‌ها مجموعه

 جوایزی است برای دستاوردهای فناوری در حوزه‌هایی نظیر نیروی پرتویی، فرودگرهای روی ماه (لونار

لندر، سفینه‌ای که قابلیت فرود بر سطح ماه دارد) و استخراج اکسیژن از سنگ موجود در سطح ماه. نکته

این است که پیشرفت‌های حوزه فناوری را باید با استفاده از قدرت اقوای پول نقد و اعلام رسمی این موضوع که مثلا شما باهوش‌تر از همسن‌هایتان هستید، به پیش برد.

در 18 اکتبر / 26 مهرماه گذشته، نوزده روبات برای نمایش قابلیتشان در کندن سنگ بستر به رقابت

پرداختند و سه تیم که ماشین‌هایشان برنده شده بود، خواستار دریافت مبلغ 750هزار دلار جایزه این رقابت

 شدند.

شرط پیروزی در این رقابت، کندن 150 کیلوگرم از خاکی مشابه خاک ماه و انتقال آن به یک کانتینر ظرف

 کمتر از نیم ساعت بود. گرچه این حرکتی با ارزش و مهم بود، ولی در مقایسه با رخداد دیگری که در همین

 ماه در حال اتفاق است چندان به چشم نمی‌آید. این رخداد، مسابقه شرکت نورثروپ گرومن برای عرضه یک

 لونار لندر است. برندگان جایزه 2میلیون دلاری این مسابقه که 31 اکتبر / 9 آبان به پایان رسید، به زودی معرفی خواهند شد.

از شرکت‌های حاضر در این رقابت می‌توان به آرمادیلو ایروسپیس، تروزیرو، ماستن اسپیس سیستم،

 آنریزنبل راکت و بون‌نووا اشاره کرد. شرکت‌کنندگان می‌بایست در زمان محدودی که در اختیار داشتند،

وسیله‌ای می‌ساختند که قادر به برخواستن عمودی، پروازی کنترل شده، فرودی موفق و البته در نهایت پرواز به سمت خانه باشند.

آسان‌ترین مرحله این رقابت شامل 90 ثانیه پرواز و فرود بر یک سکوی مدور کوچک و مسطح می‌شود.

مرحله دوم که سخت‌تر است، شامل 180 ثانیه پرواز و فرود بر سطحی با عوارض مشابه سطح ماه می‌شود که متشکل از حفره‌ها و سنگ‌ها است.

 

سال گذشته، آرمادیلو ایروسپیس از راک‌وال تگزاس توانست در رده آسان به مقام نخست برسد و 350هزار

 دلار برنده شود. در اوایل ماه جاری نیز ماستن اسپیس سیستمز از موجاوه کالیفرنیا از تلاش‌هاس آرمادیلو

 تقلید کرد و لندری به نام زامبی را معرفی کرد که شایسته جایزه دوم به ارزش 150هزار دلار شناخته شد.

 با این وجود در این دوره از رقابت‌های علاوه بر این دو شرکت، مابقی داوطلبین هم به بردن جایزه مرحله

 دوم امیدوارند. آرمادیلو یک پرواز شایسته انجام داد که اگر دیگر شرکت‌ها روی دستش بلند نشوند، با جایزه‌ای 1 میلیون دلاری مسابقه را ترک خواهد کرد.

مسابقه لونار لندر از سال 2006 / 1385 در جریان است و نمونه‌ای روشن از این مسئله است که برای به

 تلاش واداشتن محققان جهت توسعه فناوری باید به مشوق‌های مالی نظیر این‌گونه جوایز متوسل شد. تلاش

 برای کسب اعتبار سبب شل شدن در کیسه هر دو صنف مشغول در این مسابقات می‌شود؛ یعنی هم اشخاص

ثروتمندی مثل جان کارماک، موسس شرکت تولیدکننده بازی‌های رایانه‌ای پشتیبان آرمادیلو و هم شرکت‌های عظیمی نظیر نورثراپ گرومن به عنوان حامی مالی.

برگزاری مسابقه لونار لندر قطعا خبر خوشی برای ناسا است، چراکه حالا می‌تواند روی کمک حامیان بالقوه

و مهندسان مجرب برای ساختن هرگونه لونار لندری حساب باز کند. اکنون پس از پرواز آزمایشی راکت

آرس1-اکس که هزینه‌ای بالغ بر 455 میلیون دلار برایش در پی داشت، ناسا باید منتظر خبرهای خوش

دیگری برای توسعه برنامه‌اش برای ماه باشد. البته این اقدام آزمایشی هم به نوعی برای پول بوده، زیرا

 مدیر جدید ناسا نشان داده که برای بازگرداندن بشر به ماه، پولی برای جایزه دادن به علاقمندان ندارد. در

همین حال تاکنون شواهدی از توفیق بخش خصوصی در سفر به ماه به دست نیامده که احتمالا ناشی از نبود سرمایه کافی است.

با این وجود نمی‌توان جواب‌دهی جایزه را البته با شرایط و طراحی مناسب منکر شد. مزیت دیگر اعطای

 جایزه بر خلاف قراردادهای سنگین دولتی برای به موفقیت رسیدن‌ صنعت هوافضا این است که پول فق

ط زمانی پرداخت می‌شود که اهداف برآورده شده باشند!

منبع : khabaronline
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:53 PM توسط ماندانا| |

پروژه اخير سازمان فضايي امريکا که طي آن مدارگردي 79 ميليون دلاري با سرعتي بالا به سطح ماه کوبيده شد، انتقادات فراواني را به همراه داشت که دانشمندان اين سازمان هيچ يک از اين انتقادات را وارد نمي دانند.


 از جمله اين انتقادات ميزان غيرقابل محسوس توده گرد و غباري است که قرار بود ده ها کيلومتر به آسمان پرتاب شود، اما بسياري از ناظران و اخترشناسان آماتور موفق به مشاهده آن نشدند. برخي از دانشمندان در پاسخ به اين انتقاد اعلام کردند اين آزمايش پرهزينه براي سرگرمي و تفريح نبوده و اهداف علمي ارزشمندي را دنبال مي کرده است. «جان کلر» قائم مقام علمي پروژه مدارگرد LRO، مدارگردي که به همراه مدارگرد «ال کراس» به مدار پرتاب شده است، در گفت وگو با مهر توضيحات جديدي را درباره چگونگي شکل گيري اين ماموريت، نتايج کنوني آن و ميزان اطلاعاتي که در دست پردازش قرار دارد، ارائه کرد. «کلر» در رابطه با چگونگي شکل گيري پروژه گفت؛ «همان طور که مي دانيد ماموريت برخورد مدارگرد «ال کراس» با پرتاب بخشي از سکوي راکت Centaur آغاز شد و در نهايت با برخورد مدارگرد با حفره تعيين شده با موفقيت به پايان رسيد. اين ماموريت به منظور استخراج مواد معدني نهفته در قسمت هاي تاريک حفره يي در قطب جنوب ماه و پرتاب آنها به سمت نور خورشيد صورت گرفت.» وي در توضيح انتخاب منطقه از آنها به عنوان مناطق PSR (مناطقي که دانشمندان بر اساس نتايج ماموريت هاي پيشين آن را منبع احتمالي ذرات يخ و آب مي پندارند) ياد مي کند. «کلر» در ادامه گفت؛ «اين آزمايش کاملاً موفقيت آميز بوده و تيم «ال کراس» توانست سکوي راکت را با بخشي از منطقه تاريک حفره برخورد دهد؛ ماموريتي که تجهيزات حساس مدارگرد «ال کراس» شاهد آن بود و اطلاعات مربوط به توده خاک و غبار برخاسته از برخورد را قبل از اصابت خود با ماه به ثبت رساند.» وي در ادامه افزود؛ «شاهد برخورد مدارگرد «ال کراس» با حفره مدارگرد LRO بودم که 90 ثانيه پس از برخورد از فاصله 70 کيلومتري به ثبت منطقه برخورد تغيير زاويه داده و اطلاعات مربوط با توده غبار و همچنين حرارت ناشي از برخورد را به ثبت رساند. تغيير حرارت در منطقه برخورد، حتي دو ساعت پس از اصابت مدارگرد با سطح ماه نيز قابل رديابي بود.» قائم مقام علمي پروژه جديد ناسا براي بازگرداندن انسان به کره ماه و درباره انتقادات وارد شده به ماموريت برخورد مدارگرد ناسا به ماه گفت؛ «با وجود شکل گيري يک آزمايش کاملاً موفق، انتقاداتي در رابطه با غيرقابل رصد بودن اين واقعه توسط اخترشناسان آماتور و همچنين ثبت تصاوير ضعيف توسط دوربين خارجي «ال کراس» به اين ماموريت وارد شده است. بايد بگويم که پيش بيني نتيجه اين آزمايش نيز مانند ديگر تجربيات احتمالي بوده و بيان قطعي نتيجه امکان پذير نبوده است.» وي در ادامه گفت؛ «دانشمندان طي اين برخورد انتظار دامنه يي خاص از تابش ها و درخشش ها را متناسب با نوع مواد نهفته در حفره داشتند و درخشش ناشي از اين برخورد در نهايت بسيار کمتر از آن چيزي شد که انتظار مي رفت. با اين حال دانشمندان به هيچ وجه انتظار گنجينه اطلاعاتي را که از اين برخورد نصيب آنها شد، نداشتند.»

منبع : etemaad.ir
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:50 PM توسط ماندانا| |

در دل ذات‌الکرسی-آ، ستاره‌ای نوترونی از بقایای انفجار ابرنواختری سیصد سال پیش ستاره‌ای سنگین وجود دارد که تاکنون خود را زیر جوی از کربن نهان کرده بود.

 دو اخترفیزیک‌دان مدعی شده‌اند راز جرم اسرارآمیزی را که در میان بقایای ابرنواختر تاریخی ذات‌الکرسی-آ قرار گرفته، آشکار کرده‌اند.

به گزارش نیچر، ‌در حدود 330 سال پیش ستاره‌ای عظیم در صورت‌فلکی ذات‌الکرسی منفجر شد. این انفجار ابرنواختری ‌احتمالا توسط منجم دربار انگستان،‌ جان فلامستید ثبت شد. او در گزارش‌های خود به ظهور ستاره‌ای در این منظومه اشاره کرده که در هیچ‌یک از نقشه‌های معروف امروزی وجود ندارد.

بقایای این ستاره، اولین منبع رادیویی کشف‌شده در صورت‌فلکی ذات‌الکرسی است و به‌همین دلیل ذات‌الکرسی-آ نام گرفته است،‌ اما سالیان درازی است که برای ستاره‌شناسان رازآلود بوده است. قاعدتا این ستاره باید جرم زیاد و فشرده‌ای مانند یک سیاه‌چاله یا ستاره نوترونی را به جای می‌گذاشت، اما ده‌ها سال است که در مرکز ذات‌الکرسی-آ نشانه‌ای از ان اجرامی دیده نشده است.

در نهایت این رصدخانه فضایی پرتوی ایکس چاندرا بود که توانست در سال 1999/ 1378 جرم فشرده‌ای را درون این سحابی شناسایی کند؛ اما به گفته کرگ هینگه از اخترشناسان دانشگاه البرتا در کانادا، این جرم شبیه به آن چه ستاره‌شناسان از یک ستاره نوترونی انتظار دارند،‌ نیست. اغلب ستارگان نوترونی میدان‌های مغناطیسی چرخان و قوی دارند که باعث می‌شود به‌سان یک فانوس دریایی از خود پرتوهای قدرتمند رادیویی و ایکس منتشر کنند؛ اما جرمی که در میان ذات‌الکرسی-آ قرار گرفته، پیوسته و یکنواخت می‌سوزد.هم‌چنین پرتوی ایکس منتشرشده از این جرم با آن چه ستاره‌شناسان انتظار دارند، نمی‌خواند.

اما هینکه و همکارش وین هو از دانشگاه سوت‌هامپتون در انگلستان معتقدند که از این راز پرده برداشته‌اند. به نظر این دو، در ذات‌الکرسی-آ، یک ستاره نوترونی وجود دارد که با جوی از کربن پوشانده شده است. چنین جوی باعث می‌شود که باقیمانده ستاره در طول‌موج‌های مریی، آبی به نظر برسد و هم‌چنین انرژی‌های غیرمعمول پرتوهای ایکسی را که دانشمندان مشاهده کرده‌اند، توضیح بدهد. نتایج این مطالعه این هفته در نشریه نیچر به چاپ می‌رسد.

به اعتقاد هینکه، ظاهر غیرمعمول ذات‌الکرسی-آ به دلیل جوان بودن آن است. به گفته وی این ستاره با گذشت زمان هیدروژن و هلیوم جمع می‌کند و دارای چرخشی قابل تشخیص می‌گردد و بدین ترتیب بیشتر به دیگر ستارگان نوترونی قدیمی‌تر و شناخته شده‌تر شباهت پیدا خواهد کرد.

هروی تنان‌بوم، مدیر مرکز رصدخانه پرتوی ایکس چاندار در مرکز نجوم هاروارد درباره این فرضیه می‌گوید: « من فکر می‌کنم خیلی جالب است. این مقاله هیچ مدرک انکارناپذیری مبنی بر قرار گرفتن یک ستاره نوترونی پوشیده شده با کربن در میان ذات‌الکرسی-آ ارائه نمی‌دهد و با مشاهدات بیشتر می‌توان سرنخ‌های بهتری در مورد طبیعت این جرم به دست آورد. با این حال من بر این باورم که به احتمال زیاد، این مقاله بهترین توضیحی است که تاکنون در این باره منتشر شده است».

منبع : khabaronline
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:48 PM توسط ماندانا| |

یافتن مسیر برای زمانی که در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده ایم چگونه امکان پذیر است؟برای پاسخ به پرسش های خود در این زمینه به کتاب "جهت یابی و قبله یابی به روش های آسان" تالیف حسن قضاوی مراجعه نمائید.

جهت یابی چیست و چگونه به ما کمک می کند؟

انواع روش های جهت یابی چیست؟


یافتن مسیر برای زمانی که در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده ایم چگونه امکان پذیر است؟

 برای پاسخ به پرسش های خود در این زمینه به کتاب "جهت یابی و قبله یابی به روش های آسان" تالیف حسن قضاوی مراجعه نمائید.

انتشارات انصار الامام المنتظر  (عجل الاه تعالی فرجه)   کتاب حاضر را در 7 فصل با عناوین زیر به چاپ رسانده است .

  1. روش های جهت یابی در روز
  2. روش های جهت یابی در شب
  3. نشانه هایی در طبیعت
  4. جهت یابی به کمک حیوانات
  5. جهت یابی با استفاده از قطب نما
  6. قبله شناسی و روش های ساده ی تعیین قبله
  7. فرهنگ اصطلاحات

فهرست مراکزی که می توان کتاب جهت یابی و قبله یابی به روش های آسان را تهیه نمود :

    • اصفهان – نجف آباد – خیابان دکتر علی شریعتی – چهار راه بازار – جنب قرض الحسنه امام حسین(ع) – خانه نجوم نجف آباد 999 15 26  0331 – 0573 231 0913
    • اصفهان – میدان انقلاب – ابتدای خیابان چهار باغ – مجتمع تجاری سیتی سنتر – طبقه اول شماره 315 – فروشگاه آسمان وطبیعت- 3574 327 0913


منبع : ParsSky.com
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:47 PM توسط ماندانا| |

تيم المپياد دانش‌اموزي نجوم و اخترفيزيك جمهوري اسلامي ايران با كسب چهار نشان طلا و دو مدال نقره و يك مدال برنز از لحاظ تعداد نشان‌ها به مقام اول سومين المپياد جهاني نجوم و اخترفيزيك دست يافت.
، بعد از ايران، تيم المپياد نجوم هند با كسب دو نشان طلا، دو نشان نقره و يك نشان برنز به مقام دوم المپياد دست يافت.

مراسم اختتاميه المپياد و اعطاي مدال‌ها، با حضور دكتر محسن پور، سرپرست وزارت آموزش و پرورش، دكتر حداد عادل، رييس كميسون فرهنگي مجلس و رييس المپياد جهاني نجوم در هتل المپيك پايان يافت.

گفتنی است چهارمین دوره المپياد جهاني نجوم سال آينده در چين برگزار مي‌شود.

سومين المپياد بين‌المللي نجوم و اخترفيزيك از يكشنبه هفته گذشته با شركت 20 تيم دانش‌آموزي از كشورهاي «بلاروس»، «اندونزي»، «لهستان»، «بنگلادش»، «يونان»، «برزيل»، «ليتواني»، «تايلند»، «سريلانكا»، «كره جنوبي»، «هند»، «كامبوج»، «اسلواكي»، «بوليوي»، «صربستان»، «روماني»، «قزاقستان»، «چين»، «اكراين» و «ايران» در تهران برگزار شد..

منبع : ایسنا
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:46 PM توسط ماندانا| |

از بهترين و شايد كم نظيرترين مدارك رويارويي بشقاب پرنده ها و هواپيماهاي نظامي مربوط به سال 1976 و تقابل اين اشيا ناشناس پرنده و جت هاي فانتوم II در محدوده آسمان شهر تهران است كه تا به امروز برخي از زواياي اين حادثه همچنان در پرده ابهام قرار دارد .

اين واقعه هنگامي رخ داد كه در 19 سپتامبر1976 مركز فرماندهي نيروي هوايي شاهنشاهي ايران شي پرنده ناشناسي را در محدوده آسمان تهران شناسايي كرد, نكته مهم در اين حادثه تاثيرات ناشناخته الكترومغناطيسي شي پرنده ناشناس بروي سيستمهاي الكترونيكي بود .

دو فروند هواپيماي جت فانتوم F-4 كه به صورت مستقل اقدام به رهگيري اشيا ناشناس پرنده(UFO) كرده بودند تمامي سيستمهاي الكترونيكي و ارتباطي آنان مختل شده و از كار افتادند و حتي در يك مورد هواپيما قادر به شليك موشكهاي خود به هدف نيز نبود وهر دو به ناچار از شي پرنده دور شدند .

اين حادثه به سرعت مورد توجه سازمان اطلاعات دفاعي آمريكا(DIA) , سازمان امنيت ملي آمريكا (NSA) و سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(CIA) قرار گرفت و تعدادي از پرسنل ايراني كه مستقيما در اين حادثه حضور داشتند مورد بازجويي قرار گرفتند. اگر چه با گذشت زمان برخي از اين نكات مبهم و سوالات بي پاسخ آن به تدريج با خارج شدن و انتشار مدارك مربوط به اين حادثه از حالت محرمانه بودن روشن شده است اما همچنان نكات و ابهامات بيشماري وجود دارد كه به نظر نميرسد تنها با بررسي تنها اين حادثه اميدي به يافتن پاسخي براي آن داشت اما ميتوان اميدوار بود كه با در كنار هم چيدن مجموعه مدارك بدست آمده از حوادث مختلف به نتيجه اي مثبت دست يافت با ما باشيد تا گذري بر اين حادثه داشته باشيم .

شرح واقعه

در حدود ساعت 12:30 بامداد روز 19 سپتامبر1976مركز فرماندهي نيروي هوايي شاهنشاهي ايران چندين تماس تلفني در فواصل زماني كوتاه از منطقه شميران در شمال تهران دريافت ميكند كه تعدادي از آنان گزارش ديدن يك شي پرنده در آسمان و تعدادي ديگر از ديدن يك شي نوراني شبيه به هليكوپتر خبر ميدادند . هنگامي كه مركز فرماندهي نيروي هوايي مطمئن شد كه هيچ هليكوتر و هواپيمايي متعلق به نيروي هوايي و يا سازمان ديگر در آن محدوده حضور ندارد با تيمسار همافر نادر يوسفي جانشين فرمانده عمليات نيروي هوايي و فرد سوم نيروي هوايي شاهنشاهي ايران تماس گرفته ميشود و در جريان امور قرار ميگيرند .

تيمسار يوسفي در اولين واكنش, احتمال مشتبه شدن ساكنين شميران از ديدن ستاره زهره كه درآن فصل از سال درخشانترين اجرام سماوي است به جاي شي ناشناس نوراني ميدهد اما بعد از صحبت با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد و گزارش آنان مبني بر ديدن يك جرم نوراني كه بسيار بزرگتر از يك ستاره است اين فرضيه منتفي ميشود و تيمسار يوسفي تصميم به شناسايي و رهگيري اين شي نوراني ناشناس ميگرد .


در حدود ساعت 01:30 بامداد يك فروند هواپيماي فانتوم F-4 از پايگاه هوايي شاهرخي (همدان) به پرواز در مي آيد و با حداكثر سرعت به سمت تهران و محل رويت شي ناشناس پرنده حركت ميكند , در فاصله 70 مايلي (112 كيلومتر) هدف , خلبان از رويت بصري يك شي ناشناس نوراني ميدهد( كه محتمل نور زيادي ساطع ميكرده كه از اين فاصله تشخيص داده شده) و به سمت شي ناشناس نوراني حركت ميكند , در فاصله 25 مايلي ( 40 كيلومتري) شي ناشناس ناگهان تمام دستگهاي مسيرياب(قطب نما و...) و سيتمهاي الكترونيكي هواپيما به همراه سيستمهاي ارتباطي مختل ميشوند و از كار ميافتند و خلبان درمانده و متحير از اين حوادث بعد از سعي و تلاش بيهوده براي تسلط بر امور تصميم به بازگشت به پايگاه شاهرخي ميگيرد اما تمامي سيستمهاي هدايتي و ارتباطي هواپيما در راه بازگشت به پايگاه بعد از دور شدن از شي ناشناس به حالت عادي خود بازميگردند .

در ساعت 01:40 بامداد دومين هواپيماي جت فانتوم به خلباني سرهنگ دوم همافر پرويز جعفري براي شناسايي شي ناشناس به پرواز در مي آيد . سرهنگ جعفري و كمك خلبان هواپيما بعد از مشاهده بصري شي نوراني ناشناس , رادار هواپيما نيز خبر از وجود يك شي پرنده در فاصله 27 مايلي(43 كيلومتري) هواپيما ميدهد . اين شي نوراني از نظر بزرگي در انداره هايي شبيه به يك هواپيما بوئينگ 707 است و در حال حاضر باسرعت 150 مايل (240 كيلومتر) در ساعت به سمت جنوب در حال حركت است و در فاصله 25 ميلي(40 كيلومتر) هواپيما قرار دارد, اين شي ناشناس گاهي حركت ميكند و گاهي هم در آسمان ثابت است . هنگامي كه سرهنگ پرويز جعفري در 25 مايلي (40 كيلومتري) شي ناشناس نورني قرار داشتند مشاهدات بصري خود را اينگونه بيان گزارش ميكند :

تشخيص اندازه دقيق شي نوراني به دليل نور زيادي كه از اين شي ساطع ميشود دشوار است . رنگهاي اين شي نوراني به صورت متناوت ميان رنگهاي آبي , سبز, قرمز و نارنجي متغير و تغيير رنگ آن منظم است و به سرعت رنگها تغيير ميكنند . فاصله تغيير رنگها خيلي كم و كمتر از يك ثانيه بيشتر ميان تغيير رنگها فاصله نيست .

در همان هنگام كه هواپيما در حال حركت به سمت جنوب و شي نوراني ناشناس بود شي ناشناس كوچك تري از شي بزرگ ابتدايي جدا شده و با سرعت زياد به سمت هواپيماي سرهنگ جعفري حركت ميكند , سرهنگ جعفري به تصور اينكه مورد حمله قرار گرفته است ,اقدام به رهگيري شي دوم كرده و با استفاده موشك سايدوايندر تصميم به حمله ميگيرد ولي در لحظه شليك موشك به ناگهان تمام سيتمهاي كنترل موشك و سيتمهاي ارتباطي از كار مي افتد . خلبان با ديدن اين شرايط با يك شيرجه سريع و تحمل فشار جي زياد اقدام به چرخش و گريز از مهلكه ميكند اما شي دوم ناشناس تا مدت زمان كوتاهي اقدام به تعقيب هواپيما تا فاصله 5 مايلي(7.5 كيلومتر) ميكند و بعد از دور شدن هواپيماي جت فانتوم اقدام به بازگشت به سفينه مادر ميكند و سفينه مادر (همان سفينه بزرگ نوراني ابتدايي) بر طبق مكالمات خلبانان هواپيما اقدام به دور شدن از موقعيت با سرعت صوت ميكند و باز هم به محض دور شدن هواپيما از شي ناشناس نوراني تمامي سيستمهاي هدايتي و ارتباطي هواپيما به حالت طبيعي خود باز ميگردند .

در فاصله زماني كوتاه خدمه هوايپماي جت فانتوم F-4 مشاهده ميكنند شي نوراني كوچك تري نسبت به شي نوراني بزرگ ابتدايي از شي نوراني بزرگ جدا ميشود و با سرعت نسبتا زيادي به صورت زاويه دار و مورب به سوي پايين در حال سقوط(يا فرود) است سرهنگ جعفري از فرصت استفاده كرده و در ارتفاع پايين تصميم به نزديك شدن به شي نوراني در حال سقوط ميگيرد اما پيش از آن شي پرنده بعد از پرواز بر فراز فرودگاه مهرآباد, درمكاني در اطراف فرودگاه مهرآباد با همان نور خيره كننده فرود مي آيد و تمام سيستمهاي الكترومغناطيسي و ارتباطي در آن محدوده از كار مي افتد . هواپيماهاي غير نظامي كه در آن زمان در حال نزديك شدن به فرودگاه مهرآباد بودند و يا در حال تماس با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد بودند همگي مدعي قطع شدن يكباره ارتباط خود با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شده اند اما با تلاش سرهنگ شاهرخي و كمك خلبان هواپيما در حالي كه تمام سيستمهاي الكترونيكي هواپيما از كارافتاده بود هواپيماي جت F-4 موفق به نزديكي به شي ناشناس ميشوند كه در گزارش مشاهدات به شكل يك استوانه تخم مرغي شكل توصيف شده است كه نوري كمتر نسبت به سفينه مادر سطح آنرا پوشانده بود و چراغهاي چشمك زن به صورت يك كمربند به دور آن وجود داشت . روز بعد خلبانان دومين هواپيماي فانتوم با استفاده از هليكوپتر با پرواز بر فراز منطقه سعي در پيدا كردن محل فرود شي ناشناس پرنده داشتند اما هيچ رد و اثري نيافتند اما تصميم گرفته شد محل تقريبي فرود شي ناشناس پرنده در يك دايره با استفاده از دستگاهاي ردياب امواج راديويي و بررسي تششعات مختلف (راديو اكتيو و ....) بررسي شود كه در هنگام اين جستجو امواج راديويي گوش خراشي در همان اطراف از يك خانه كوچك كه در همان نزديكي بود دريافت شد و وقتي از ساكنين خانه در مورد اينكه شب گذشته مورد غير عادي نديده اند سوال شد آنان پاسخ دادند ما ديشب صداهاي عجيب به همراه نورهاي عجيب مانند صاعقه ديده ايم .

گزارش از بازجويي اعضاي اين خانواده و يا منبع اين امواج گوش خراش و حتي گزارشي از نتايج تحقيقات بررسي تششعات منتشر نشده است و بعد از سقوط شاه نيز هيچ مدركي در اين زمينه يافت نشد و مطالب بالا بر اساس مدارك گفته شاهدان اين واقعه و مطالب منتشر شده از سوي سازمان اطلاعات دفاعي آمريكا نوشته شده است .

فرم گزارش سازمان اطلاعات دفاعي امريكا:

لف) اين مورد شامل گزارشهاي مختلفي در زمينه يك كيس واحد است كه توسط شاهدان مختلف در شميران و فرودگاه مهرآباد و ... كه از آسمان و هم از روي سطح زمين در مكان هاي مختلف ديده شده است .

ب) جدا از وجود تعداد زيادي شاهد عام تعدادي از پرسنل نيروي هوايي كه داراي علم و تجربه كافي هستند نيز بر وجود چنين شي ناشناسي گواهي داده اند .

ج) تمام اين مورد توسط رادار مشاهده و تاييد شده است.

د) تاثيرات الكترومغناطيسي ناشناخته همانند EME توسط دو هواپيما و برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تاييد شده است .

ه) تاثيرات فيزيولوژي قابل مشاهده اي مانند تاثير در عضو بينايي پرسنل نيروي هوايي گذاشته است .

و) مقدار مانور پذيري بسيار بالايي براي شي ناشناس گزارش شده است .



با توجه به ظوابط و مدارك موجود اين مورد قابليت بررسي به عنوان يك شي نا شناس پرنده(UFO) را دارد.

عقايد شاهدان:

دي(يدالله) ناظري يكي از خلبانان اولين هواپيماي جت فانتوم معتقد است اشيا ناشناس پرنده(UFO) ميتوانند با سرعت چندين هزار مايل در ساعت مسافرت كنند . او در ادامه ميگويد : ".... اين اشيا فراتر از سرعت و قدرت ما بودند و F-4 مطمئنا نميتوانست به اين اشيا ناشناس پرنده برسد ,هنوز هيچ كشوري نتوانسته به چنين وسايل پرنده اي با چنين قدرت و سرعتي دست يابد , مدتي بعد گزارشهايي منتشر شد كه زمان آن چند دقيقه قبل از اين واقعه در تهران بوده است و خلبانان مصري شي ناشناسي مانند اين شي را بر فراز دريايي مديترانه رويت كرده اند و يا در همان زمان از رويت شي ناشناس نوراني در ليسبون پرتغال سخن گفته شده است. من ميگويم اين شي پرنده از يك سياره ديگر آمده بود .

تيمسار همافر نادر يوسفي معاون عمليات وقت نيروي هوايي ميگويد "... من دو جت رهگير درخواست كردم و فكر ميكردم براي رهگيري و شناسايي آن كافيست اما نميدانستم كه آنها از كجا آمده اند , او در ادمه ميگويد بسياري از مدارك اين رويارويي در اختيار سازمان اطلاعات دفاعي آمريكا (DIA) است و هيچ كس در ايران به اين مدارك دسترسي ندارد . نادر يوسفي ميگويد بعد از اينكه دومين هواپيماي فانتوم F-4 ارتباط خود را از دست داد و سيستمهاي تسليحاتيش از كار افتاد با يك مانور اقدام به گريز ميكند و در هنگام گريز سرعت هواپيما به 2 ماخ هم ميرسد اما شي ناشناس نوراني( دومين شي كه كوچكتر بوده و از شي اوليه بزرگتر جدا شده بود) به تعقيب هواپيما اقدام ميكند و به سادگي به هواپيما نزديك ميشود .

مسئول وقت برج مراقبت مهرآباد حسين پيروزي هم ميگويد شي ناشناس پرنده(كوچك) در ارتفاع كم 2200 تا2500 پا بر فراز فرودگاه مهرآباد پرواز كرد كه مانند يك استوانه بود كه چراغهايي به دور آن بسته شده بود و وقتي كه شي ناشناس پرنده بر فزار فرودگاه پرواز ميكرد برق برج مراقبت قطع شده بود و تمام سيستمها از كار افتاده بودند و ما باديگران ارتباطي نداشتيم .

روز بعد از حادثه سپهبد عبدالله آذربرزين يكي از معاونين فرماندهي نيروي هوايي شاهنشاهي با تمام شاهدان اين حادثه صحبت كرده و گزارشي كامل و جامع از وقايع رخ داده تنظيم ميكند و در آن مينويسد تمامي شاهدان بر اين باور هستند كه هيچ كشوري به چنين تكنولوژي پيشرفته اي دسترسي ندارد و اين اشيا ناشناس ساخت دست بشر نبودند .

اين گزارش به همراه ساير مدارك تسليم تيمسار حاتمي( از مشاورين نظامي شاه ) ميشود و تيمسار حاتمي بعد از مشورت با شاه از گروه مشاوران نظامي آمريكايي حاضر در ايران به واسطه يك مقام بلند پايه نيروي هوايي ايران از ژنرال ريچارد سكورد (مسئول مستشاران نظامي امريكا در ايران)درخواست كمك ميكند . ژنرال ريچارد سكورد بعد از اطلاع از اين واقعه با توجه به حساسيت مقامات ايراني كه براي اولين بار بود با چنين حادثه اي رو برو ميشدند و اهميت موضوع براي آمريكا از لحاظ اينكه اگر عامل اين وقايع شوروي باشد كه به تكنولوژي پيشرفته اي دست يافته است براي امنيت آمريكا يك فاجعه به شمار ميرود مقامات مسئول را در واشنگتن را از ما حدث واقعه مطلع ميكند و دكتر بروس مكابي از محققين برجسته در اين زمينه به همراه چندين گروه تحقيقاتي از نيروي هوايي آمريكا و سازمانهاي اطلاعاتي مامور تحقيق و بررسي موضوع ميشوند و به ايران اعزام ميشود . نيروي هوايي امريكا و ساير سازمانهاي اطلاعاتي تمام مدارك و شواهد اين حادثه را جمع آوري كردند و از تمامي شاهدان بازجويي كردند.

مدارك و جزييات واقعه:

در اول اكتبر1976 اين واقعه با انتشار نوار مكالمات سرهنگ پرويز جعفري خلبان دومين هواپيماي جت فانتوم وارد مرحله تازه اي در اين نوار مكالمه سرهنگ جعفري ميگويد شي ناشناس به سرعت در حال نزديك شدن به ماست و با وجود اينكه هواپيما با سرعت بيشتر از سرعت صوت در حال پرواز به سوي تهران است ولي شي ناشناس نوراني(كوچك) در حال نزديكي به آنهاست . سرهنگ جعفري شي كوچك دوم نوراني را به اندازه قرص كامل ماه در آسمان توصيف ميكند (شاهدان ماجرا به روي زمين هم دقيقا چنين تشبيهي براي توصيف شي ناشناس پرنده بكار برده اند)

چنين اشيا ناشناس پرنده اي در حدود 3 ساعت بعد در ساعت 01:00 بامداد 19 سپتامبر به وقت محلي در رباط پايتخت مراكش نيز ديده شده است و سفارت آمريكا در رباط گزارش ميدهد پليس گزارش هايي متعدد مردمي از رويت شي ناشناس نوراني كه در ارتفاع پايين و موازي سواحل اقيانوس آرام دريافت كرده است كه به شكل يك استوانه نوراني كه چراغهاي چشمك زن زيادي در آن ديده ميشدو هيچ صدايي هم از آن شنيده نميشد .

در آنزمان از احتمال سقوط يك ماهواره و شهاب سنگ سخن گفته شد اما سازمان اطلاعات دفاعي با توجه به مدارك بسيار و حادثه تهران چنين احتمالي را منتفي اعلام كرد . ماهوراه جاسوسي DSP-1 متعلق به ارتش آمريكا كه مجهز به سنسورهاي فروسرخ بوده و در نيمكره شمال و شوروي و در نزديكي مرزهاي شمالي حضور داشته در همان زمان متوجه تغييراتي در طيف فروسرخ شده است و به مدت 1 ساعت تمام اين واقعه را با استفاده سنسورهاي فروسرخ خود ثبت كرده است(كه تاكنون منتشر يا خبري در مورد آن اعلام نشد)

منبع:انجمن تخصصي هوافضا
نوشته شده در Mon 9 Nov 2009ساعت 8:44 PM توسط ماندانا| |

يك هفته پس از انتشار خبر كشف حلقه‌اي جديد و بسيار بزرگ در اطراف سياره زحل، تصاوير منتشرشده از اين حقله ابهاماتي را درمورد منشا اين حلقه مطرح كرده است.

شبح حلقه جديد در اطراف زحل

فاطمه محمدي‌نژاد: با كشف يك حلقه كم‌نور در اطراف زحل كه ميليون‌ها كيلومتر در فضا وسعت يافته، رشته حلقه‌هاي اين سياره بسيار بزرگ‌تر شد؛ اما اين حلقه جديد كه مدار يكي از اقمار زحل را دنبال مي‌كند، شباهتي به ديگر حلقه‌هاي نزديك به اين سياره ندارد و با ضخامت و وسعت بسيار، در فاصله‌اي بسيار دورتر از ديگر حلقه‌ها واقع شده است.


حلقه‌هاي زحل نخستين بار در سال 1655 / 1034 توسط كريستيان‌هويگنس توصيف شد. از آن زمان، اخترشناسان جزئيات بيشتري را در مورد تعداد حلقه‌ها در اين سيستم و محل استقرار آنها بدست آورده‌اند كه آخرين مجموعه آنها با كمك ماموريت فضاپيماي كاسين، در تصاويري كه از سايه زحل تهيه شد، بدست آمد. تصور مي‌شد كه دورترين حلقه از زحل كه تا امروز بزرگ‌ترين حلقه شناخته شده در منظومه شمسي بود، حلقه E باشد كه توسط آتشفشان‌هاي فعال قمر انسلادوس تغذيه مي‌شود. (براي آشنايي با منظومه زحل، اين فيلم را تماشا كنيد )


با اين حال اين حلقه جديد باعث شده ديگر حلقه‌ها بسيار كوچك‌تر به نظر آيند. مايكل اسكروتسكي از دانشگاه ويرجينيا معتقد است: «اين حلقه مشابه حلقه‌هاي ريز اطراف زحل، اما در مقياسي بسيار وسيع‌تر است و همچنين خيلي باريك و كم‌نور است.»



حلقه جديد در صفحه‌اي با انحراف 27 درجه نسبت به صفحه استواي زحل (و البته صفحه حلقه‌ها و اغلب قمرهاي اين سياره) واقع شده؛ از فاصله شش ميليون كيلومتري زحل آغاز مي‌شود و تا شعاع 12 ميليون كيلومتري ادامه پيدا مي‌كند. ضخامت اين حلقه جديد نيز بسيار زياد است و به 20 برابر شعاع سياره زحل، حدود دو و نيم ميليون كيلومتر مي‌رسد! اين درحالي است كه ديگر حلقه‌هاي زحل كه در فاصله بسيار نزديكي از اين سياره واقعند، حداكثر دويست متر ضخامت دارند.


سرنخ‌هاي حرارتي
طبيعت پراكنده و رقيق حلقه بدين معناست كه نور بسيار كمي را منعكس مي‌كند و تقريبا نامرئي است و به همين دليل، پيش از اين مشاهده نشده بود. وجود اين حلقه پس از كشف يك حلقه ديگر زحل در سال 2006 / 1385 تشخيص داده شد، حلقه‌اي كه از مواد بيرون ريخته از اقمار سياره پس از برخوردهاي فضايي به‌وجود آمده است.



كارل موري، از واحد نجوم كوئين ماري دانشگاه لندن و يكي از اعضاي گروه تصويربرداري كاسيني مي‌گويد: «اين مسئله پيش از ماموريت كاسيني كشف نشده بود. با اين حال ما بايد به اين نتيجه برسيم كه منشاء بسياري از حلقه‌هاي داخلي زحل، اقمار اين سياره هستند. البته اين حلقه‌ها برخلاف حلقه‌هاي پيشين سياره كه كاملا در ديد بودند، بسيار نازك و غيرقابل مشاهده هستند.»


يكي از دورترين قمرهاي زحل به‌نام فوب، درون اين قمر واقع شده و به‌نظر مي‌رسد كه منشا اصلي اين حلقه عجيب باشد. اين حلقه بوسيله حذف حرارتي با استفاده از نورسنج تصويري تلسكوپ فضايي فروسرخ اسپيتزر كشف شد كه از يك سيستم برودتي براي مشاهده علائم فروسرخ ضعيف استفاده مي‌كند. اسكروتسكي و گروهش، مشاهدات خود را با تصاويري از آرشيو اسپيتزر تاييد كردند.


در يك كشف ديگر، اين گروه معتقد است يك معماي نجومي را حل كرده است. يكي از نيم‌كره‌هاي ياپتوس، قمر نزديك به فوب، رنگي بسيار تيره‌تر از نيمه ديگر دارد. اخترشناسان تاكنون نتوانسته بودند توضيحي براي اين تفاوت ارايه دهند، اما اكنون به‌نظر مي‌رسد كه حلقه فوب مي‌تواند منبع قطعه گمشده محوطه تاريك‌تر و همچنين دليل اصلي رنگ قرمز هايپريون، ديگر قمر زحل باشد. فوب در جهتي خلاف اكثر قمرهاي زحل حركت مي‌كند و حلقه جديد نيز هه‌جهت با آن حركت مي‌كند، اما ياپتوس و ديگر قمرها در جهت مخالف حركت مي‌كنند، بنابراين برخورد رودرروي ذرات اين حلقه با نيمي از سطح ياپتوس مي‌تواند منجر به رنگ تيره‌تر اين نيمكره شود.


با اين حال گروه هنوز موفق نشده است براي اثبات فرضيه خود به ساختار يا تركيبات اين حلقه پي ببرد. اسكروتسكي در توضيح مي‌گويد:« اكنون كه اسپيتزر به پايان ماموريت برودتي خود رسيده است، ما ديگر نمي‌توانيم از اين طريق اطلاعاتي كسب كنيم».


براي مشاهدات بيشتر حلقه فوب بايد تا زماني‌كه تلسكوپ فضايي فروسرخ جيمز وب در سال 2014 / 1393 آغاز به كار مي‌كند، منتظر ماند. قطعا تا آن زمان خبرهاي عجيب بيشتري از زحل خواهيم شنيد.

نوشته شده در Wed 4 Nov 2009ساعت 9:49 PM توسط ماندانا| |

تلسكوپ فضايي كپلر دچار اختلالات الكترونيكي شد. قرار بود كپلر تا 3 سال ديگر نخستين سياره سنگي در ابعاد زمين را شناسايي كند، اما با مشكلات اخير، رصدخانه‌هاي بزرگ زميني به تنها رقيب يافتن نخستين سيارات زمين‌مانند تبديل شده‌اند.

كپلر، تلسكوپ ناسا براي جستجوي سيارات فراخورشيدي كه از مقابل ستارگان مادر خود عبور مي‌كنند، نمي‌تواند تا سال 2011 / 1390 سيار‌ه‌اي در ابعاد زمين پيدا كند. اين تاخير به علت وجود تقويت‌كننده‌هاي پر اختلال در مدارهاي الكترونيكي تلسكوپ است. گروه تحقيقاتي مربوط در تلاش است با تغيير شيوه پردازش داده‌ها در اين تلسكوپ، هرچه سريع‌تر اين مشكل را برطرف كند، اما اين تاخير باعث مي‌شود كه اين محققان رقباي ديگري در مسير يافتن سياره‌اي مشابه زمين پيدا كنند.

ويليام بروكي، محقق ارشد تيم كپلر كه روز پنج‌شنبه در جلسه‌اي اين موضوع را براي انجمن مشاوران ناسا مطرح ساخت، در گفتگو با خبرنگار نيچر گفت: «ما قادر به يافتن سياره‌اي به اندازه زمين در كمربند قابل سكونت اطرافا ستارگان نخواهيم بود. در بهترين حالت، اين كار بسيار دشوار خواهد بود.»

تلسكوپ فضايي كپلر در فروردين ماه به فضا پرتاب شد و قرار است 100هزار ستاره را در منطقه خاصي از آسمان زير نظر بگيرد. حسگرهاي دقيق اين تلسكوپ مي‌توانند كوچكترين افت نور را در هنگام عبور يك سياره از جلوي ستاره مورد نظر كشف كنند. اما مشكل مدارهاي الكترونيكي همه برنامه‌ها را به هم ريخته است.

اين مشكل به وسيله تقويت‌كننده‌هايي ايجاد شده كه براي تقويت علائم از وسايلي در قلب نورسنج تلسكوپ قرار داده شده‌اند. سه تقويت‌كننده، اختلالاتي را توليد مي‌كنند كه در ديد كپلر تاثيرگذار است. هرچند اين اختلالات بخش كوچكي از داده‌ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد، اما بروكي معتقد است گروه بايد نرم‌افزار را تنظيم كند، چراكه خارج ساختن داده‌هاي نامرغوب به صورت دستي كاري طاقت فرسا خواهد بود. وي اعلام كرد اين تعميرات بايد تا سال 2011 / 1390 به پايان رسيده باشد.

تقويت‌كننده‌هاي پراختلال در طول آزمايش‌هاي زميني پيش از آغاز به كار تلسكوپ نيز مشخص شده بودند. داگ كالدول، دانشمند ابزار كپلر مي‌گويد: «همه اين موضوع را مي‌دانستند و در مورد آن ابراز نگراني مي‌كردند. اما در پايان، گروه به اين نتيجه رسيد كه باز كردن وسايل الكترونيكي تلسكوپ پرمخاطره‌تر از حل مشكل پس از آغاز به كار است».

 

بروكي خاطرنشان كرد كه احتمالا گروه بايد سه سال صبر كند تا زميني فرامنظومه‌اي و قابل سكونت كشف كند. اخترشناسان براي تاييد وجود يك سياره، منتظر مي‌مانند تا اين سياره حداقل سه بار از جلوي تلسكوپ عبور كند. براي سياره‌اي به ابعاد زمين كه با فاصله‌اي مشابه از ستاره منظومه خود در حركت است، سه بار گردش حدود سه سال طول خواهد كشيد. اما بروكي اظهار داشت اين اختلالات مانع كشفي نادر خواهند شد؛ سياراتي به اندازه زمين كه به دور ستارگان كم‌نورتر و خنك‌تر به سرعت بيشتري در حركتند. در اين حالت منطقه حيات به ستاره نزديك‌تر خواهد بود. بنابراين گردش اين سياره چند ماه بيشتر طول نخواهد كشيد.

تلسكوپ فضايي كپلر و ماهواره انتقال حرارت، گردش و چرخش سياره‌اي (COROT)، كه ماهواره‌اي فرانسوي است، در رقابتي شديد با تلسكوپ‌هاي مستقر بر زمين براي كشف سياراتي در ابعاد زمين هستند. كپلر و COROT براي تشخيص اندازه سياره به عبور آن‌ها وابسته‌اند؛ اما تلسكوپ‌هاي مستقر بر زمين به جرم سياره اهميت مي‌دهند. آن‌ها به دنبال تلالوهاي بسيار كمرنگ در مسير ستارگان هستند كه به وسيله جاذبه سياره بوجود مي‌آيند. گرگ لاخلين، اخترشناس دانشگاه كاليفرنيا در سانتاكروز معتقد است تاخير كپلر اين فرصت را به تلسكوپ‌هاي زميني مي‌دهد تا اولين‌ها براي كشف سيارات اندازه زمين باشند.

نقل از پارس اسكاي

نوشته شده در Wed 4 Nov 2009ساعت 9:47 PM توسط ماندانا| |

اخترشناسان اروپايي با كشف 32 سياره جديد خارج از منظومه خورشيدي ، تعداد سياره هاي كشف شده در خارج از منظومه خورشيدي را تا 400 سياره افزايش دادند.

اين كشف شاهدي ديگر براي تاييد اين نظريه كه جهان هستي داراي مناطق ناشناخته فراواني است كه امكان شكل گيري حيات بر روي آنها وجود دارد، است.

دانشمندان با استفاده از تلسكوپ رصدخانه جنوبي اروپا موفق به كشف سياره اي با ابعادي مشابه ابعاد زمين و داراي كوچكترين نشانه از حيات نشدند و تنها با كشف 32 سياره جديد توانستند تعداد سياره هاي كشف شده در خارج از منظومه خورشيدي را تا 400 سياره افزايش دهند.

6 مورد از ميان سياره هاي كشف شده چندين بار از زمين بزرگتر هستند و بر همين اساس تعداد جمعيت سياره هاي ابر زميني را 30 درصد افزايش داده اند همچنين دو سياره از ميان اين سياره ها پنج بار از زمين كوچكتر بوده و يكي از آنها پنج برابر سياره مشتري است.

اخترشناسان دانشگاه ژنو معتقدند اين كشف مي تواند از اين نظريه كه شكل گيري سياره ها را پديده اي بسيار عادي و رايج مي داند حمايت كند.

بر اساس گزارش بي بي سي ، اين دانشمندان اعلام كردند با توجه به حضور اين سياره ها در نزديكي منظومه خورشيدي مي توان با قطعيت بيان كرد كه سياره هاي شبه زميني را مي توان در هرجايي يافت. به گفته آنها «طبيعت فضايي خالي و پوچ نيست، اگر در آن فضا هست تا سياره اي در آن وجود داشته باشد، پس سياره اي در آن وجود خواهد داشت».

 

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com

نوشته شده در Wed 4 Nov 2009ساعت 9:44 PM توسط ماندانا| |

اخترشناسان اروپايي با کشف 32 سياره جديد خارج از منظومه خورشيدي ، تعداد سياره هاي کشف شده در خارج از منظومه خورشيدي را تا 400 سياره افزايش دادند.

 

با این کشف جدید، تعداد سیارات کشف‌شده در خارج از منظومه شمسی به 400 عدد رسید. سبک‌ترین این سیارات تازه کشف شده تنها 5 برابر زمین سنگینی دارد.

اخترشناسان موفق شده‌اند 32 سیاره فراخورشیدی جدید کشف کنند. این سیارات که ابعاد آنها از 5 برابر زمین تا 10 برابر سیاره مشتری متغیر است، با استفاده از تلسکوپ 3.6 متری رصدخانه جنوبی اروپا در لاسیای شیلی آشکار شده‌اند.

این کشف از آن‌رو پراهمیت است که نشان می‌دهد تعداد سیارات کم‌جرم در کهکشان ما بسیار زیاد است. استفان اودری، اخترشناس در دانشگاه ژنو در سوییس می‌گوید: «نتایج رصدهای ما نشان می‌دهد حداقل 40درصد از ستارگان خورشید مانند در کهکشان میزبان سیارات کم‌جرم هستند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در اصل، سیارات کم‌جرم در همه‌جا پیدا می‌شوند و این، نکته‌ای بسیار مهم است. جالب‌تر این‌جاست که مدل‌های اخترشناسی نیز وجود آنها را پیش‌بینی می‌کند و ما امیدواریم که بتوانیم حتی سیارات بسیار کم‌جرم زمین مانند را نیز پیدا کنیم».

در جستجوی زمین ‌مانندها
این کشف جدید، تعداد سیارات فراخورشیدی شناخته‌شده را به بیش‌از 400 ستاره افزایش داد و این، درحالی است که تا همین 15 سال پیش، سیارات منظومه شمسی تنها سیارات شناخته‌شده در کل جهان محسوب می‌شد.
سیارات فراخورشیدی را به شیوه‌های متنوع و با استفاده از تلسکوپ‌های مختلفی می‌توان آشکار کرد. اما سیارات جدید با استفاده از طیف‌سنج حساس هارپس در لاسیا کشف شده‌اند. هارپس که مخفف عبارت «ابزار جوینده سیارات پردقت با استفاده از سرعت شعاعی» است، از روشی استفاده می‌کند که بعضی وقت‌ها روش لنگ زدن نیز خوانده می‌شود، روشی غیرمستقیم برای مشاهده سیارات و ستارگان بسیار کم‌نوری که به‌دور ستارگان معمولی گردش می‌کنند. وقتی سیاره‌ای بر گرد ستاره‌اش می‌گردد، تغییرات منظم ولی اندکی در سرعت و موقعیت ستاره مادر ایجاد می‌شود که متناسب با موقعیت، سنگینی و سرعت گردش سیاره است. با استفاده از همین روش بود که در سال 1995 / 1374، نخستین سیاره خارج از مرزهای منظومه شمسی به‌دور ستاره 51-اسب‌بالدار (پنجاه‌ویکمین اختر صورت‌فلکی اسب بالدار) کشف شد.

هم‌اکنون اخترشناسان درتلاشند تا با ارتقای فناوری ابزارهای خود، محدودیت موجود بر اکتشاف سیارات فراخورشیدی را کاهش دهند. هم‌اکنون آنها می‌توانند سیاراتی مشتری مانند را پیدا کنند و به همین دلیل، اغلب 400 سیاره فراخورشیدی کشف‌شده سیاراتی غول‌پیکرند.
اما هارپس جستجوی خود را روی ستارگان سبک، کوچک و نسبتا سرد رده‌طیفی M متمرکز کرده است. جرم این ستارگان که دمای سطح آنها به بیش از 3900 کلوین (برای مقایسه، دمای سطح خورشید 5800 کلوین است، حدود 5500 درجه سانتی‌گراد) نمی‌رسد، حداکثر 30درصد خورشید است و از این‌رو، تاثیر گردش سیارات زمین مانند بر گرد آنها به اندازه تاثیر گردش سیارات مشتری‌مانند به‌دور ستارگان سنگین‌تر است؛ بنابراین پژوهشگران امیدوارند بتوانند سیاراتی سنگی و بسیار شبیه به زمین را در اطراف این ستارگان بیابند.

از 28 سیاره فراخورشیدی کشف‌شده با جرم کم‌تر از 20 برابر جرم زمین، 24 عدد از آنها توسط هارپس کشف شده که 6 تای آنها در میان 32 سیاره تازه کشف‌شده قرار دارند. سبک‌ترین آنها، دو سیاره با جرم‌های 5 برابر جرم زمین است.

روش‌های ترکیبی
پیش‌از این نیز هارپس موفق شده بود سیاره‌ای با جرم تخمینی 2 برابر جرم زمین پیدا کند که انتشار خبر آن در اردیبهشت ماه، موجی از شادی را در جامعه نجومی برانگیخت. البته این شادی دیری نپایید، زیرا بررسی‌های بیشتر، اخترشناسان را مطمئن کرد که فاصله این سیاره با ستاره مادرش بسیار کم است و دمای فوق‌العاده بالای سطح آن، مانع از شکل‌گیری حیات خواهد شد.

اعضای گروه هارپس در مراسم اعلام خبر کشف این 32 سیاره، ابراز امیدواری کردند که تا شش ماه دیگر بتوانند خبر کشف حداقل همین تعداد سیاره فراخورشیدی جدید را اعلام کنند. هدف نهایی این گروه، یافتن سیاره‌ای سنگی در منطقه قابل سکونت به‌دور ستاره مادرش است؛ جایی‌که دمای سیاره اجازه دهد آب مایع بر سطح آن وجود داشته باشد.
اخترشناسان بسیار امیدوارند که بتوانند تا چند سال دیگر و با استفاده از فناوری‌های پیشرفته‌تر، سیارات سبک‌تری مانند زمین را آشکار کنند. ناسا به‌تازگی تلسکوپ فضایی کپلر را به مدار زمین فرستاده است. این تلسکوپ با بررسی تغییرات نور رسیده از ستارگان، می‌تواند افت ناچیز نور ستارگان را وقتی سیاره‌ای زمین‌مانند از مقابل آنها عبور می‌کند، تشخیص دهد.

البته با استفاده از هر روش می‌توان بخشی از ویژگی‌های این سیارات را بدست آورد. تلسکوپ کپلر می‌تواند شعاع سیارات را اندازه‌گیری کند، درحالی‌که برای اندازه‌گیری جرم این ستاره باید از روش سرعت شعاعی و ابزارهایی مانند هارپس استفاده کرد. به همین دلیل است که اخترشناسان علاقمندند از تمام ابزارها و روش‌های موجود برای تعیین تمام ویژگی‌ها استفاده کنند.

منبع : jamejam online
نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 9:48 PM توسط ماندانا| |

استریو ها از زبانه جدید خورشیدی خبر میدهند

عزیزانی که وقایع نجومی را دنبال می کنند میدانند که زبانه های خورشیدی نتیجه یکی از تحولات درونی خورشید است که هر از چند گاهی مانند شعله آتشی از سطح خورشید تا ارتفاعات خیلی زیادی بالا میرود. به خاطر مطالعه این پدیده و پدیده های مخلتف دیگر خورشیدی مانند، لکه ها، فوران ها و بررسی قطب های مغناطیسی و در نهایت تهیه تصاویر سه بعدی از کل خورشید، ناسا در 25 اکتوبر 2006 دو سفینه فضایی بنام های استریو را به فضا پرتاب کرد که حالا این سفینه ها یکی در مداری پیشاپیش زمین و دومی در مداری به دنبال زمین در حرکت اند و خورشید را از ابعاد مختلف مطالعه میکنند. حالا این دو سفینه حدود 120 درجه در آسمان از همدیگر فاصله دارند تا بتوانند تصاویر سه بعدی خوب و کاملی را از خورشید تهیه کنند.  

به تاریخ 26 و 27 سپتمبر در سطح خورشید زبانه جدیدی پدیدار شد که به مدت 30 ساعت دوام داشت. این برجستگی ها که به زبانه های خورشیدی مشهور اند بصورت ابر های سرد گازی دیده میشوند که در اثر نیروی مغناطیسی سطح خورشید نگهداشته شده اند.

زبانه این بار به حدی بزرگ بود که هر دو سفینه توانستند ساعت ها آن را تا لحظه خاموش شدن تماشا کنند و در واقع این اولین فرصت مناسب برای استریو ها بود.

 

شرح تصویر سمت چپ:  از چشم استریوی پسین (که به دنبال زمین در حرکت است) این زبانه تاریکتر از سطح خورشید دیده میشود که حرکت آن به سمت بالا و دوباره پائین شدن مانند شعله آتش به خوبی دیده و ثبت شده است.

شرح تصویر سمت راست: اما از دید سفینه پیشین (که پیشاپیش زمین در حرکت است) زبانه بطور کامل دیده میشود و بنابرین به آن یک برجستگی گفته میشود. ابر عظیم یا همان زبانه از سطح خورشید بلند میشود و به سمت فضا میرود. این یکی از زیبا ترین برجستگی یا زبانه هایی است که استریو ها تا کنون شاهد آن بوده اند.

منبع  :nasa.gov
نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 9:47 PM توسط ماندانا| |

دکتر فتح‌الله امی سه‌شنبه در نشست علمی فعالیت‌های فضایی ایران و پرتاب ماهواره امید، از برنامه‌های فضایی ایران گفت.


عضو سازمان فضایی ایران از دستیابی محققان به دانش فنی زیرساختهای پرتاب ماهواره خبر داد و درباره دلایل پرتاب ماهواره امید از پایگاه پرتاب نظامی گفت: معمولا پایگاههای فضایی صلح آمیز هستند ولی به دلیل نبود این زیرساختها برای پرتاب ماهواره از پایگاه پرتاب نظامی می شود.

دکتر فتح الله امی سه شنبه در نشست علمی فعالیتهای فضایی ایران و پرتاب ماهواره امید با اشاره به پیشینه فعالیتهای پژوهشی فضایی در ایران و جهان گفت: تحقیقات در زمینه فناوریهای فضایی در سال 1917 در کشور آلمان آغاز شد که این کشور در سال 1943 موفق به پرتاب اولین موشک به نام A4 شد. این موشک به عنوان ابزار نظامی و جنگی مورد استفاده قرار گرفت که به صورت بالستیک (هدایت از داخل) کار می کرد.

وی به فعالیتهای تحقیقاتی ایران در این زمینه اشاره کرد و افزود: در زمان جنگ تحمیلی (1365) وقتی موشکهای "اسکالپ" عراق به تهران اصابت کرد، شناختی نسبت به این نوع موشکها در کشور موجود نبود از این رو تیمی تشکیل شد تا در مورد این نوع موشکها تحقیقات و مطالعاتی انجام شود.

امی با بیان اینکه در آن زمان تنها سوریه این نوع موشکها را در اختیار داشت، اظهار داشت: برای بررسی این نوع موشکها اقدام به خریداری این نوع موشک از سوریه کردیم و از مهرماه سال 1365 مطالعات وسیعی در زمینه موشکها در کشور آغاز شد که این گام بلندی در زمینه آشنایی با تکنولوژیهای فضایی در کشور بود.

وی ادامه داد: با ادامه این مطالعات موفق شدیم پس از 5 سال در سال 1370 با تولید موشکهای اسکالپ اصلاح شده که در کشور با عنوان "شهاب" از آن یاد می شود اولین تستهای خود را انجام دهیم که نتایح بسیار موفقیت آمیزی نیز حاصل شد.

رویکرد ایران در زمینه فناوری پر هزینه فضایی

عضو سازمان فضایی ایران توسعه فناوریهای فضایی را عامل دستیابی به فناوریهای نانو، بیو، پلیمر و مواد دانست و اضافه کرد: برای موفقیت در فناوریهای فضایی لازم است در زمینه سبک سازی، کوچک سازی و مقاوم سازی تجهیزات فضایی اقدام شود که این امر به دستیابی به دانش فنی تولید انواع پلیمرها برای سبک سازی و استفاده فناوریهای پیشرفته برای مقاوم سازی تجهیزات فضایی منجر می شود.

امی همچنین کاربردهای گسترده فناوریهای فضایی در زندگی روزمره را از دیگر دلایل توسعه فناوریهای فضایی در کشور ذکر کرد و ادامه داد: امروزه ماهواره ها در حوزه های ارتباطی، کشاورزی، نقشه برداری، زیست محیطی، پیش بینی حوادث غیر مترقبه تا انجام ماموریتهای جاسوسی کاربرد دارند.

ماهواره امید راهی برای رسیدن به فضای ماورای جو

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به فعالیتهای محققان کشور در زمینه طراحی و ساخت ماهواره امید و ماهواره بر سفیر 2 خاطرنشان کرد: برای پرتاب ماهواره امید تجهیزاتی چون پایگاه پرتاب، ماهواره بر و ایستگاههای زمینی نیاز بود که در این زمینه ها مطالعات وسیعی صورت گرفت.

وی با اشاره به طراحی ماهواره بر اضافه کرد: در ابتدا ماهواره بر سفیر 1 را تولید کردیم. بنا به دلایل سیاسی این پروژه موفقیت آمیز توصیف شد ولی این پروژه پرتاب موفقیت آمیزی نداشت و پس از عملکرد نادرست موتورهای آن، دستور "خودکشی در داخل" صادر و در نتیجه این ماهواره بر منهدم شد.

امی به پایگاههای پرتاب اشاره کرد و یادآور شد: معمولا پایگاههای فضایی صلح آمیز هستند ولی به دلیل نبود این زیرساختها ما برای پرتاب ماهواره امید از پایگاه پرتاب نظامی استفاده کردیم.

وی مجموعه پرتاب، بخش سوختگیری، برج پرتاب، سکوی متحرک و تجهیزات و تکنولوژی حمل و نقل را از جمله اجزای پایگاه پرتاب نام برد و گفت: با طراحی و ساخت و پرتاب ماهواره امید به دانش فنی این تجهیزات دست یافتیم.

پرتاب اولین ماهواره ملی به فضا

عضو سازمان فضایی ایران با بیان اینکه ماهواره امید در روز 14 بهمن سال 87 با موفقیت در مدار لئو قرار گرفت، گفت: پرتاب این ماهواره به فضا منجر به دستیابی ایران به دانش فنی در زمینه هایی چون تولید سامانه فضایی، بومی سازی فناوریهای فضایی، تله متری و دستگاههای فرستنده و گیرنده فضایی شد.

برنامه های آینده سازمان فضایی

امی پرتاب ماهواره "مصباح" را از برنامه های این سازمان نام برد و اظهار داشت: این ماهواره با همکاری ایتالیا طراحی و ساخته شده است و از سال 84 آماده پرتاب بود. این ماهواره قرار بود با ماهواره بر "کاسموس" پرتاب شود ولی به دلایلی پرتاب آن تاکنون به تعویق افتاده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس به جزئیات این ماهواره اشاره کرد و ادامه داد: ماهواره مصباح 5/63 کیلو وزن دارد و قرار بود در مدار هزار کیلومتر قرار گیرد. برای طراحی و ساخت این ماهواره 4/2 میلیارد تومان و 1/6 میلیون یورو هزینه صرف شد. ماموریت این ماهواره خواندن کنتور آب و برق و گاز است. این ماهواره میزان مصرف را قرائت می کند.

اعزام موجود زنده به فضا

امی همچنین اعزام موجود زنده به فضا را از دیگر برنامه های این سازمان نام برد و ادامه داد: طبق مصوب شورای عالی فضایی برای سال 1404 موجود زنده به فضا ارسال می شود.

منبع : khabaronline
نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 9:45 PM توسط ماندانا| |

 

کیمیای اساسی برای حیات در اتموسفیر دومین سیاره گازی داغ بنام (HD 209458b) کشف شد. تلسکوپ های فضایی هابل و سپیتزر اطلاعات بسیار خوبی را در مورد مولیکول های آشکار شده کاربن دای اکساید، متان و بخار آب در اتموسفیر این سیاره جمع آوری نمودند. این سیاره که به اندازه مشتری است، در یک مداری بسیار تنگ در 3.5 روزبدور یک ستاره شبیه خورشید میگردد. اما این سیاره قابل سکونت نبوده ولی همان مواد کیمیاوی (شیمی) را در خود دارد که اگر روزی در سطح یک سیاره سنگی کشف شود نشانه ی از وجود حیات در آنجا می باشد. اخترشناسان با این کشف بسیار هیجان زده شده اند، زیرا توانایی آنها را در تشخیص سیارتی که حیات میتواند در آنجا وجود داشته باشد بالا می برد.

 

سیاره HD 209458b در صورت فکلی فرس اعظم (اسب بالدار) قرار دارد.

به گفته مارک سوین از آزمایشگاه پیشرانه جت " این دومین سیاره در خارج از منظومه شمسی ماست که آب، متان و کاربن دای اکساید در آن یافت شده که برای فرایند بیولوژیکی (زیستی) در سیارات قابل زیست بسیار مهم و حیاتی می باشند. کشف اجزای اورگانیک یا زنده در دومین سیاره بیرونی امکان این را بالا میبرد که بتوان سیارات دیگر را با مولیکول هایی یافت که به وجود حیات وابسته اند.

حدود یک سال قبل، اخترشناسان با استفاده از همین دو تلسکوپ فضایی مولیکول های مشابه را در اتموسفیر یک سیاره داغ یا غول گازی دیگر بنام (HD 189733b) کشف نمودند. حالا اخترشناسان میتوانند ترکیبات کیمیاوی و فعالیت های درونی این دو سیاره را با هم مقایسه کنند و به جستجوی اندازه گیری های مشابه در دیگر سیارات انتخاب شده به پردازند.

این سیاره به روش طیف نمایی کشف شده که در این روش نور به اجزای سازنده تقسیم میشود تا بتوان نشانه های طیفی ذرات مختلف کیمیاوی را در آن تشخیص داد. داده های بدست آمده از کمره (دوربین) هابل با طیف نزدیک به فروسرخ و طیف سنج چند منظوره آن وجود این مولیکول ها را آشکار ساخت و داده های دستگاه نور سنج تلسکوپ فضایی سپیتزر و طیف سنج فروسرخ آن مقدار این عناصر یا مولیکول ها را اندازه گیری نمود.

آقای سوین می گوید که این کشف نشان میدهد که ما میتوانیم مولیکول هایی را کشف کنیم که برای وجود حیات مهم اند. حالا اخترشناسان دو سیاره کشف شده را با این عناصر مقایسه نمودند. به گونه مثال مقدار آب و کاربن دای اکساید در هر دو سیاره یکسان است، اما در سیاره (HD 209458b) مقدار متان بیشتر از سیاره (HD 189733b) است. وجود بیشتر متان به ما نشان میدهد که در شکل گیری این سیاره یک چیز خاصی بوده."

کشف سیارات سنگی مانند زمین و بزرگتر از آن در توانایی تلسکوپ فضایی کیپلر است که در 6 مارچ 2009 میلادی یعنی امسال به فضا پرتاب شد، اما اخترشناسان می گویند تا کشف نشانه های کیمیاوی حیات در این گونه سیارات بیش از یک دهه فاصله داریم.

اگر روزی در آینده یک سیاره شبیه زمین کشف شود، کشف اجزای اورگانیک یا زنده به معنی این نیست که حتمأ در آن سیاره حیات وجود دارد، زیرا راه های دیگری هم برای تولید این عناصر وجود دارد. ولی بخاطر اطمینان از وجود حیات به تحقیق بیشتر در مورد آن سیاره خاکی نیاز داریم و یا هم باید کشف کنیم که چه پروسه های غیر حیاتی به ایجاد این گونه عناصر کیمیاوی در سطح آن سیاره منجر شده است. 

این سیارات به حدی از ما دور اند که نمی توان کاوشگری را به آنجا فرستاد. بنابرین یگانه راه مطالعه این سیارات استفاده از همین تلسکوپ های فضایی است. روش طیف سنجی یکی از ابزار بسیار قوی جهت تشخیص عناصر کیمیاوی و پویایی یک سیاره است.

منبع  :universetoday.com
نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 9:43 PM توسط ماندانا| |

استفاده از لیزر روز به روز گسترده‌تر می‌شود، از بمب‌افکن‌های مجهز به تسلیحات لیزری تا بزرگ‌ترین رصدخانه‌های جهان

 شرکت بوئینگ اعلام کرد که در اواسط ماه سپتامبر / شهریور یک هواپیمای پیشرفته لیزری تاکتیکی (ATL) را آزمایش کرد که توانست در جریان یک آزمایش، یک وسیله نقلیه متحرک را روی زمین هدف قرار دهد. این اولین باری است که هواپیمای سی130-اچ بهینه‌سازی شده این شرکت از لیزر شیمیایی خود برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک استفاده کرد. بوئینگ اطلاعاتی در مورد اتومبیل مورد آزمایش ارائه نکرد، به غیر از اینکه از راه دور هدایت می‌شد. در مورد سرعت اتومبیل، وضع هوا، سرعت هواپیما و ارتفاع هواپیما نیز چیزی اعلام نشد.

میزان خسارت نیز البته زیاد نبود: لیزر تنها یک سوراخ روی گلگیر اتومبیل ایجاد کرد. ولی با این کار گام کوچک دیگری برای نمایش توانایی اسلحه‌های هدایت انرژی برداشت. چند هفته قبل از آن نیز، ای‌تی‌ال یک حمله لیزری علیه یک هدف ثابت انجام داده بود. در آن مورد، بوئینگ در بیانیه مطبوعاتی 1 سپتامبر اعلام کرده بود که «انرژی پرتو لیزر وسیله نقلیه را شکست داد». عبارت «شکست داد» در این مورد به این معنا است که وسیله نقلیه به طور موقت و یا دائم از انجام هدف خود ناتوان ماند.

انتظار آتش بازی‌های هالیوودی را نداشته باشید. در فیلم‌های ویدیویی که بوئینگ از عملکرد ای‌تی‌ال در تابستان امسال منتشر کرد، لیزر فقط یک سوراخ شبیه سوراخ جوشکاری در سقف چیزی که به نظر می‌رسد یک وانت باشد ایجاد کرد.

بوئینگ در تلاش است تا مشکلات ای‌تی‌ال را برای نیروی هوایی ایالات متحده برطرف کند و قصد دارد که یک لیزر هوابرد بزرگ‌تر را که بر روی یک هواپیمای 747 سوار می‌شود، برای هدف قرار دادن موشک‌های بالستیک بسازد. ای‌تی‌ال پرتوهای لیزر را از یک برج متحرک در میانه بدنه هواپیما تابش می‌کند، در حالیکه در لیزر هوابرد بعدی، لیزر شیمیایی پر انرژی از نوک هواپیما شلیک خواهد شد.

جنبه‌های ناخوشایند
ولی این داستان جنگ ستارگان لیزری جنبه دیگری هم دارد که خیلی خوشایند نیست و از قضا با خود ستارگان هم کار دارد. لیزر کاربردهای مختلفی دارد که به غیر از مورد بالا، اکثر موارد دیگر آن کاربردهای غیر مخرب هستند. یکی از آنها در تلسکوپ‌ها است که از تاباندن لیزر به آسمان برای کمک به تنظیم تلسکوپ بهره می‌برند. ولی گویا لیزرهای این تلسکوپ‌ها دردسرهایی برای ماهواره‌های جاسوسی ایجاد کرده‌اند و هنگامی که به طور تصادفی در معرض دید دوربین‌های این ستاره‌ها قرار می‌گیرند، دید آنها را کور می‌کنند. از همین رو نیروی هوایی ارتش ایالات متحده استفاده از این لیزرها را محدود کرده است. ولی برخی از منجمین هشدار می‌دهند که در این صورت آنها برخی از مشاهدات کلیدی خود را تحت این قوانین از دست می‌دهند، قوانینی که هر سال از سال قبل سخت‌تر می‌شوند.

بسیاری از بزرگ‌ترین رصدخانه‌های دنیا مانند لیک، جمینی، پالومار و کک در ایالات متحده و رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی، پرتوهای لیزر را به آسمان می‌تابانند تا اغتشاشات‌های اتمسفری را که بر تصاویر تاثیر می‌گذارند، اندازه بگیرند. 
این لیزر، سبب تابش لایه‌ای از اتم‌های سدیم در ارتفاع 90 کیلومتری از سطح زمین می‌شود و ستاره‌ای مصنوعی ایجاد می‌کند که چشمک زدن آن، اغتشاشات را آشکار می‌کند. سپس آینه‌های انعطاف‌پذیر تلسکوپ که اپتیک سازگار لیزری نام دارند، تغییرات معکوسی را روی پرتوهای ورودی اعمال می‌کنند تا اثر مخرب جو خنثی شود و تصویری با شفافیت تصاویر تلسکوپ فضایی هابل که خارج از جو زمین است، تهیه کنند. البته برای رسیدن به کیفیت مناسب، این آینه‌ها در هر ثانیه چند صد بار تغییر شکل می‌دهند!

اگر چنین لیزری به قسمت‌های اپتیک یک ماهواره جاسوسی بخورد، می‌تواند آن را خراب کند. در نتیجه فرماندهی فضای نیروی هوایی به مدت چندین سال زمان و مکان به‌کارگیری این لیزرها را محدود کرده بود و رصدخانه‌ها نیز داوطلبانه این محدودیت‌ها را به همراه تاثیرات نه چندان زیاد آن بر کیهان‌شناسی پذیرفته بودند.

اما در حدود دو سال پیش، هنگامی که مشکلات فناوری لیزر برطرف شد و علاقه به استفاده از آنها نیز فزونی گرفت، محدودیت‌ها بیشتر شد. اکنون به گفته ستاره‌شناسان و با توجه به داستانی که اولین بار توسط انجمن فیزیک امریکا گزارش شد، محدودیت‌ها روان‌فرسا شده‌اند.

در گزارش سال 2008 / 1387 اتحادیه پژوهش‌های نجومی دانشگاه‌ها، آئورا مستقر در واشنگتن، آمده است: «تاثیرات منفی چشمگیر این محدودیت‌های جدید روی بهره‌وری علمی کاملا احساس می‌شود»

غیر مجاز
به گفته این گزارش اکنون محدوده‌های ممنوعه آن‌قدر گسترده هستند که می‌توانند حتی هنگامی که یک ماهواره پایین‌تر از افق قرار دارد مانع از کار رصدخانه شوند.

به ادعای این گزارش بین نصف تا دو سوم اشیایی که ستاره‌شناسان می‌خواهند در یک شب مشخص رصد کنند، در دوره‌های غیر مجاز قابل رویت هستند. این دوره‌ها هر یک از چند ثانیه تا چند دقیقه ممکن است به طول بیانجامند.
آنتونین بوچز، مسئول سیستم نوری تطابق لیزری رصدخانه پالومار در کالیفرنیا، می‌گوید: «ما معمولا در هر شب (قبل از محدودیت‌های جدید) دو دوره زمانی غیرمجاز داشتیم، ولی اکنون چند صد محدوده ممنوعه داریم و هر هدفی را که بخواهیم بررسی کنیم با چند ده دوره غیر مجاز مواجه می‌شود».

این به این معنی است که بعضی مواقع ستاره‌شناسان مجبور می‌شوند که عکس‌برداری طولانی مدت اشیای کم نور را متوقف کنند. به گفته بوچز می‌توان با ترکیب تعداد زیاد نوردهی‌های کوتاه مدت‌تر با این مسئله کنار آمد، ولی این کار نویز را به تصویر اضافه می‌کند و کیفیت آن را نیز پایین می‌آورد.

زمان انتظار طولانی
ولی بزرگ‌ترین تاثیر این محدودیت‌ها این است که آنها رصدهای نوری تطابق لیزری از وقایع تکرارنشدنی را غیرممکن می‌سازند، وقایعی مانند ابرنواخترها، انفجار ستارگانی سنگینی که در عرض چند روز اتفاق می‌افتن؛ یا فورانگرهایگاما، انفجارهای کیهانی عظیم با پس‌تاب‌هایی در محدوده فروسرخ یا نور مرئی که معمولا در عرض چند ساعت به پایان می‌رسد.

استفاده از لیزر برای این رخدادهای کوتاه مدت ناگهانی با قوانین جدید غیر ممکن است، چراکه رصدخانه‌های امریکا باید اهداف خود را حد اقل سه روز قبل به نیروی هوایی اعلام کنند.

بوچز می‌گوید که در مورد برداشتن کامل این محدودیت‌ها بحث نمی‌کند، بلکه خواستار کاهش آنهاست. به گفته او در ماهواره‌هایی که سیستم‌های اپتیک آنها به سوی زمین نشانه رفته‌، برخورد امواج لیزر با قسمت اپتیک آنها می‌تواند به خرابی ماهواره منجر شود.

مخاطرات ناشناخته
ولی معلوم نیست که سیستم‌های اپتیک ماهواره‌ها چقدر حساسند، یا چقدر احتمال دارد که لیزر مستقیما با این قسمت‌ها برخورد کند، چرا که جزئیات برخی از ماهواره‌های وزارت دفاع امریکا در معرض عموم قرار داده نشده‌اند. نیروی هوایی فقط رصدهای با کمک لیزر ستاره‌شناسان را بررسی می‌کند و بعد از مقایسه آن‌ها با برنامه حرکت ماهواره‌های خود می‌گوید که چه زمانی باید لیزر تلسکوپ را در آن جهت خاص خاموش کنند.

او می‌گوید: «هیچچ یک از ما نمی‌داند که چه خطری وجود دارد. احتمالا افراد نیروی هوایی تنها کسانی هستند که می‌دانند، چون که ما نمی‌دانیم که آن بالا چه خبر است».

به گفته او حتی اگر برخی محدودیت‌ها لازم باشند، پاسخ سریع‌تر نیروی هوایی آن را قابل تحمل‌تر می‌کند. «اگر شما در عرض چند دقیقه پاسخ را دریافت کنید، آنگاه می‌توانید پدیده‌های آنی و وابسته به زمان را مانند فورانگرهای گاما را هم (با کمک ابزارهای مجهز به اپتیک سازگار لیزری) رصد کنید»

منبع : khabaronline
نوشته شده در Thu 22 Oct 2009ساعت 9:42 PM توسط ماندانا| |

انسان در کدام قسمت های منظومه شمسی میتواند زنده بماند؟

اگر انسان روزی به ترک زمین وادار شود، در آنصورت بهترین جای برای زندگی در منظومه شمسی ما کجاست؟  اخیرأ دانشگاه پورتریکو طی یک مطالعه، تکامل تدریجی شرایط حیات را بررسی نموده تا جایگاه مناسب برای حیات را در منظومه شمسی ما مشخص سازد. پروفسور آبل میندز که مسئول این مطالعه است چگونگی گذشته تکامل حیات در زمین را نیز مطالعه نموده و بدین نتیجه رسیده که شرایط برای تکامل حیات در زمین نسبت به حال در گذشته به مراتب بهتر بوده.

آقای میندز یک نظریه تحت عنوان "پتانسیل قابلیت زیست" وضعیت فعلی شرایط زیست زمینی و ایجاد یک اساس برای مقایسه مناسب اقلیم گذشته و حال را حتی در دیگر سیارات بشمول سیارات خارج از منظومه شمسی مطرح نموده است.

 

میندز میگوید "جای حیرت در این است که در مورد تعریف مناسب قابلیت زیست هیچ اتفاق نظری وجود ندارد. به گفته او از دهه 1970 بدینسو سنجش های خوبی برای قابلیت زیست در عرصه اکولوژی (بوم شناسی) ایجاد شده، اما طی چند مطالعه اخیر در عرصه اختر- فیزیک تناوب های بهتری پیشنهاد شده است که بیشتر به حیات میکروبی متمرکز می باشد. ولی هیچ یک از این تناوب ها در عرصه اکولوژی و زمینه اختر- فیزیک رویکرد عملی مناسبی را در مورد دیگر سیارات پیش کش نمی کند."

 

نظریه آقای میندز بر اساس دو پارامتر بیولوژیکی – فیزیکی (زیست فیزیکی) می باشد:  1. قابلیت زیست به مثابه یک میزان مناسب پتانسیل برای تکامل یک محیط و یا کیفیت محل سکونت. 2. سکونت یا زیست به مثابه یک میزان مناسب غلظت یا تراکم بیولوژیکی و یا اشغال محیط. در ضمن داخل این پارامتر ها متغییر های محیطی و فیزیولوژی نیز وجود دارد که میتواند برای پیشگویی در مورد توزیع و فراوانی امکانات غذایی (نباتات و حیات میکروبی) محیط زیست و هوا بکار رود.        

 

تصویر بالا فضای بالقوه برای حیاط را در زمین، مریخ، اروپا، تیتان و انسلادوس نشان میدهد. کره های سبز نشان دهنده حجم جهانی همراه با محیط مناسب فیزیکی برای اکثر موجودات میکروبی زمینی را نشان میدهد. در زمین، حیات کره ای (زیست کره ای) شامل بخش هایی از اتموسفیر، اقیانوس و محیط زیر سطح میگردد. توانایی و پتانسیل حیات در دیگر سیارات بیشتر در آبهای زیر سطح آنها می باشد. بناء هر گونه تغییر و دگرگونی در توازن این بخش ها میتواند به تخریب شرایط حیات در زمین منجر شود.

 

قمر انسلادوس بعد از قمر اروپا کمترین حجم اما بالاترین میزان حیات سیاره ی را دارد. ولی جای تعجب این است، با اینکه این قمر به مراتب نسبت به زمین از خورشید دورتر قرار دارد، اما بالاترین امکان سکونت در منظومه شمسی را دارد که دسترسی به آن را برای ما بسیار دشوار می سازد. آقای میندز میگوید که مریخ و اروپا میتوانند بهترین مقایسه میان پتانسیل لازم برای حیات و دسترسی به آنها باشند.

 

تصویر سطح انسلادوس در 5 اکتوبر 2008 توسط سفینه فضایی کاسینی.

 

برای محاسبه و مقایسه قابلیت زیست از نمونه سیاره ی مریخ، زهره، اروپا، تیتان و انسلادوس به مثابه یک هدف با بالاترین امکان حیات مختلف زیر سطحی اما به مراتب عمیق بدون امکان کاوش مستقیم آنها، در منظومه شمسی استفاده شد. در نتیجه مریخ و اروپا به مثابه بهترین جایگاه امیدوار کننده و قابل دسترس برای حیات انتخاب شدند. در ضمن، امکان آن وجود دارد تا قابلیت سکونت در هر سیاره دیگر شبیه زمین خارج از منظومه شمسی نیز در آینده ارزیابی شود. مطالعات بیشتر در این عرصه تعریف امکان سکونت را وسعت خواهد داد تا بتوان تراکم دیگر عناصر در شرایط حیات مانند نور، کاربن دای اکساید، اکسیژن و مغذی ها (ماده غذایی) را بررسی نمود. این کار کمک میکند تا نمونه سازی را بخصوص در مقیاس محلی (زمین) وسعت بخشید و در نتیجه کاربرد آن را در ارزیابی زون یا منطقه حیات در زمین و بیرون از آن اصلاح نمود. (زون حیات به آن فاصله یک سیاره از ستاره مادر گفته میشود که آب در سطح آن به سه حالت، مایع، جامد و گاز وجود داشته باشد. زمین یگانه سیاره ای است که در وسط زون حیات منظومه شمسی قرار دارد، زهره در لبه داخلی و مریخ در لبه بیرونی آن)   

      

مطالعات بیشتر در مورد اثرات تغییرات اقلیمی بر حیات، زمانی جالب میشود که بتوان بر خود زمین آن را بکار برد. پتانسیل فیزیکی و بیولوژیکی به مثابه معیار اساسی قابلیت زیست یک اساس را برای مقایسه قابلیت زیست سطح زمین برای حیات اولیه فراهم می سازد. معیار اساسی قابلیت زیست همیشه یک حد بالا برای امکان حیات در یک سیاره می باشد اما عوامل دیگری اقلیمی هم میتواند در حجم پائین آن سهم داشته باشد. معیار اساسی قابلیت زیست در شرایط امروزی سیاره ما نزدیک به 0.7 می باشد، اما در جریان تغیرات اقلیمی مختلف مانند آخرین عصر کرتاسه (فراوانی گچ) یعنی زمان محو و ناپدید شدن دایناسور به 0.9 میرسید. آقای میندز حالا بر سر چگونگی تغییر معیار اساسی قابلیت زیست در شرایط گرم شدن زمین کار میکند.

جستجوی محیط قابل زیست در کائنات یکی از اولویت های دانشکده اختر زیست شناسی (Astrobiology) ناسا و دیگر سازمان های بین المللی می باشد. مطالعات آقای میندز بر جستجوی حیات در منظومه شمسی و در دیگر سیارات خارج از آن متمرکز می باشد.

 

آقای کریس مککی یکی از دانشمندان سیاره ی در ناسا میگوید " این کار بسیار مهم است، زیرا میزان لازم شرایط را برای مقایسه قابلیت زیست فراهم می سازد. همچنان یک راه عینی و واقعی را جهت مقایسه شرایط مختلف در منظومه های سیاره ی دیگر فراهم می سازد.

 مککی در ادامه می گوید " خیلی خوشحال می شوم اگر قمر انسلادوس برنده این رقابت شود. من مدتی به این فکر بودم که این قمر جالب ترین دنیای اختر- فیزیک در منظومه شمسی ماست.

آقای میندز نتایج مطالعات خود را در بخش علوم سیاره ی جامعه نجومی امریکا در اوایل این ماه پیش کش نموده است.   

منبع  :universetoday.com
نوشته شده در Mon 19 Oct 2009ساعت 4:47 PM توسط ماندانا| |


Design By : Night Skin